.:: تبلیغات شما در این قسمت ::.

وب نوشتی برای همه،حتی تو


 

 

چگونه حرف دیگران در مورد من بر زندگیم تاثیر منفی نگذارد؟؟!!! (کاربردی)

  • ساعت: 04:23

چگونه حرف دیگران در مورد من بر زندگیم تاثیر منفی نگذارد؟؟!!!

تا حالا شده به این فکر کنی که فلان مهمونی که قراره مثلا فردا بری، چند نفر آرزوی اینو می کنن که تو به اون مهمونی نری!!؟

یا مثلاٌ شده از این بترسی که مبادا فلان جلسه که میخوام برم شاید چند نفر از من بدشون بیاد؟

یا مثلاً وقتی قراره با 5 نفر دیگه بری کوه که 2تاشونو نمیشناسی، شاید اون 2نفر ازت خوششون نیاد؟؟

اگر فکر کردی که چه بهتر میریم سر اصل مطلب! اگرم فکر نکردی زود فکر کن که بازم بریم سر اصل مطلب!


 بی صبرانه منتظر نظرات تک تک شما عزیزان هستم. موفق باشید.

 

 

چگونه حرف دیگران در مورد من بر زندگیم تاثیر منفی نگذارد؟؟!!!

تا حالا شده به این فکر کنی که فلان مهمونی که قراره مثلا فردا بری، چند نفر آرزوی اینو می کنن که تو به اون مهمونی نری!!؟

یا مثلاٌ شده از این بترسی که مبادا فلان جلسه که میخوام برم شاید چند نفر از من بدشون بیاد؟

یا مثلاً وقتی قراره با 5 نفر دیگه بری کوه که 2تاشونو نمیشناسی، شاید اون 2نفر ازت خوششون نیاد؟؟

اگر فکر کردی که چه بهتر میریم سر اصل مطلب! اگرم فکر نکردی زود فکر کن که بازم بریم سر اصل مطلب!

فرض کن الآن روی مبل نشستی داری با خیال راحت گوشیت بازی می کنی! یه دفعه دوستت بهت زنگ میزنه میگه فردا بیا 4تایی بریم کوه. منو که میشناسی! دوتاشونم همسایه های جدیدمونن که تو نمیشناسی! البته زیادم نگران نباش چون از فردا دیگه میشناسی!

تو ام که دوست صمیمیته و پیشنهادشو رد نمی کنی. چون اگه رد کنی خیلی دلخور میشه!

اولین چیزی که به فکرت میرسه چیه؟ اگه پسر باشی که مسلما میگی ناهارو چی کار کنیم! اگرم دخترباشی که حتماً با خودت میگی نکنه اون 2تا همسایش که قراره بیان، کفششون یا کولشون یا مانتوشونو..... بهتر از من باشه! اونام که بالا شهرن و...

این جاست که دیگه بازی و این چیزا کلا از مغزت میپره دیگه همش فکر اینی که نکنه مانتوی اون فلان باشه... نکنه کفشش مارک دار باشه آبرو من بره.... اصلاً نکنه اونا از من خوششون نیاد! و خلاصه کلی از این فکرای منفی!!

خوب حالا میخوای چی کار کنی؟
نه میتونی زنگ بزنی قرارو کنسل کنی بگی نمیام (چون هم سابقت خراب میشه هم بالاخره دوسست صمیمیته دیگه، بگی نمیام کلی ناراحت میشه!)
نه اینم که میتونی بری کفش مدل بالای مارک دار بخری! اونم یه روزه! تازه دلتم نمیاد پول الکی بدی چون یه جفت بدون مارکشو داری!!

پس میمونه فقط یه راه! چی؟ بشینی تا صبح به همین چیزا فک کنی و این قدرم استرس به خرج بدی که تا صبح خوابت نبره! بعدم صبح با چشم پف کرده بری سر قرار و همسایه های دوستت که تا حالا هم ندیدیشون رو با اون تیپای خوشچیل موشجیل ببینی! بعدم اونا یه نگاهی به سر و وضع تو بکنن و مثلا خودشون یواشکی یه پوزخندی بزنن! تو طول راهم که یه دفعه بند کوله پشتیت مثلاً پاره میشه آبروت میره، تازه بگذریم از سر ناهار که هرکی با خودش چی اورده....!

راه دیگه ام که نداره! داره؟ بزار ببینیم داره یا نه!
به نظرم یه راه سوم هم میتونی داشته باشی! هرچند که لابد تو ام مثل خیلیای دیگه تا حالا نداشتی! مثل خود من که تازه این راهو پیدا کردم! حالا میخوام این راهو به تو ام پیشنهاد کنم و نظرت رو بدونم.

راه سوم اینه که یه کم بیش تر منطقی باشی و برای خودت بیش تر از 2تا دوست همسایت ارزش قائل بشی!
به خاطر خودت زندگی کنی! نه به خاطر 2تا همسایه ی دوستت!
با سلیقه ی خودت بری کفش بخری نه با سلیقه ی 2تا همسایه ی دوستت!
با عقیده ی خودت پولتو برای خرید مانتو بودجه بندی کنی نه با عقیده ی 2تا همسایه ی دوستت!
مثلاً اگر عقیده داری که برای خرید این چیزا نباید بیش تر از فلان تومن خرج کنی چون پولتو برای خرید کتاب لازم داری، پس نری پولتو جور دیگه خرج کنی چون 2تا همسایه ی دوستت همه ی زندگیشون همین چیزاس یا حتی کلاً از تو پولدار ترن!

منظورم از منطقی بودن رو میخوام بیش تر برات توضیح بدم.
ببین فرض کن الآن رفتی کوه و کلّیم بهت نیشخند زدن و تو ام چون به جای جوجه کباب آماده، تخم مرغ پخته برده بودی کلی تحقیر شدی! بعدشم که میای خونه و فوقش تا یه هفته ام به این موضوع فک می کنی و هی با خودت کلنجار میری که علم بهتر است یا کفش مارک دار!! بعدم که یه کم آروم شدی دوباره به همین نتیجه میرسی که علم بهتر است!!

الآن فرض کن اون دو هفته ای که میگم گذشته. خوب؟ پوزخند زدن اون 2تا چیزی رو عوض کرد؟ به نظرت چی شد؟ اصلاً چیزی هم شد؟

اگه میگی شده خوب چی شد؟ اگه به این نتیجه رسیده باشی که کفش مارک دار بهتر از علم است که خوب هیچی! بهت تسلیت میگم!
اما اگر به این نتیجه رسیدی که هیچی عوض نشد و تمسخر اونا چیزی از تو کم نکرد، پس به این نتیجه رسیدی که بهتره فقط یه کاری کنی که اون استرس و احساس تحقیری که می کردیو دیگه تجربه نکنی، بهت تبریک میگم!

منظقیه که میگم رفتار اون 2نفر چیزی از تو کم نکرد. درسته؟ شایدم نه! یه چیزی رو ازت کم کرد! اونم آبروت جلوی دوستت!
پس همون طوری که اون 2نفر می خواستن به هدفشون رسیدن! هم خندشونو کردن هم آبرو تورو پیش دوستت بردن!

حالا یه بحث دیگه ام هست! به نظرت آبروی تو پیش دوستت رفته باشه و دوستت از فردا کم تر بهت احترام بزاره، این جا مشکل از کیه؟ از تو یا دوست یا اون 2نفر؟
به نظر من مشکل از دوستته. چون هنوز نمی دونه چه کسی لایق احترامه!
خوب اگه مشکل از دوستته، تو چرا باید غصش رو بخوری؟! یکی دیگه نادونه تو باید جورشو بکشی؟

شاید بهترین کار این باشه که کلاً بی خیال این فکرا بشی که فلانی در مورد من چی میگه. اگر چه برای همه مهمه که بقیه در مورد من چی میگن! اما نباید به قدری مهم باشه که آدم خودشو فراموش کنه و آرامششو فدای حرفا و نظرات بقیه کنه!

کافیه 1هفته امتحان کنی. مطمئن باش تو 1هفته اون قدر آبروت جلو کسی نمیره که دیگه نشه جبرانش کرد!
فقط کافه آروم زندگی کردن رو 1 هفته تجربه کنی تا بفهمی حرف و نظر بقیه در موردت بیش تر مهمه یا آرامش خودتو و لذتی که از زندگیت میبری. اصلا با هم قابل مقایسه نیست! 1هفته امتحان کن تا خودت بهتر بتونی قضاوت کنی. پس فقط کافیه به این که "اگر فلان کارو نم بقیه چی میگن! " فکر نکنی! همین! مثلاًاگر خواستی یه سؤال تابلو سر کلاس از استاد بپرسی، نگران این نباش که سؤال لابد خیلی سادسو همه بلدن یا فقط  نفهمیدی. اصلاً مگه مشکلیه همه بفهمن تو نفهمی؟ خیلی اوقاتم برای اونا پیش میاد! برای همه پیش میاد! منتها کسی جرأت نداره به زبون بیاره! چون میترسه بچه ها بگن فلانی فلان! یا بهش بخندن سر کلاس، یا استادم بهش تیکه بندازه!! به هر حال همه استادا ام که فهمیده نیستن.

میدونی چرا این قدر زیاد مثال میزنم؟ برا این که پیش خودت فکر نکنی من چون فقط 4تا موردو در نظر گرفتم و دارم با خیال خوش حرف می زنم! یا فکر نکنی که فقط یه جانب کارو سنجیدم و به همین خاطر خوش خیالم!

"مهم نیست بقیه در مورد من چی فک می کنن و چی میگن، مهم اینه من کاری رو انجام بدم که به نظرم درست میاد حتی اگر به نظر بقیه خنده دار بیاد! مهم اینه که زندگی منه و خودم باید براش تصمیم بگیرم نه این که تصمیم رو رو حساب حرف بقیه تنظیم کنم!"

از همین امروز یه هفته رو شروع کن. 1هفته از این همه سال زندگیت رو با این اعتقاد سر کن، حتی اگر بهش معتقد نیستی! فقط برای امتحان و مقایسه. بی صبرانه منتظر نظرات تک تک شما عزیزان هستم. موفق باشید.

  • نوشته : پروین
  • تاریخ:جمعه 12 شهریور‌ماه سال 1389
  • نظرات (48)