.:: تبلیغات شما در این قسمت ::.

وب نوشتی برای همه،حتی تو


 

 

پاییز...

  • ساعت: 02:23

و من تنها در آن بیشه، روان با خویش و خاموشی

سرم پر شور و دل بیتاب

و بر ساز خموشی میزدم مضراب:

-«سلام ای شب! شب مهتابی پاییز!

سلام ای لحظه های خوب، سرشار از جمیل جاری هستی،

عیار خوشترین آمیزه ی هوشیاری و مستی،

سلام ای خلوت پاکِ نجیب، ای ژرفناهای زلال حس و اندیشه

سلام ای باغ ای بیشه.»

و باران نرم نرم از خمیه های روشن مهتاب می بارید...

و زیر گام هایم خش خشِ خشکِ خزان، تَر می شد و خاموش

و من پر شور و بی هیچ از شگفتی، باز:

-«ببار ای روشنای پاک،

فرو ریز ای نخستین نم نم باران پاییزی،

زلالت را بر این افتاده تر از خاک.»

.....



پروین نوشت: بخشی از شعر دریغ و درد(2) اثر مهدی اخوان ثالث


  • نوشته : پروین
  • تاریخ:یکشنبه 2 مهر‌ماه سال 1391
  • نظرات (55)