X
تبلیغات
بازی تراوین
.:: تبلیغات شما در این قسمت ::.

وب نوشتی برای همه،حتی تو


 

 

آنچه آموزش میدهیم...

  • ساعت: 20:44

همه ی ما معلمینی هستیم،


که آنچه را آموزش میدهیم خود نیز می آموزیم،


بنابراین آنقدر آموزش میدهیم تا بالاخره خود نیز آموخته شویم


وین دایر از کتاب ندای درون


  • نوشته : پروین
  • تاریخ:دوشنبه 11 آذر‌ماه سال 1392
  • نظرات (26)
  • خودم...

    • ساعت: 21:35

    دستهایم به گردنم آویخت


    به خودم گفته ام خداحافظ


    چون به آخر رسیده ام اینجا


    می روم تا که گم خود را


    با خود آورگی خوشم جانم


    به کجا می روم نمی پرسی؟


    نا کجایی که خود نمی دانم



    شعر آزاد- احمد پروین

  • نوشته : پروین
  • تاریخ:یکشنبه 24 شهریور‌ماه سال 1392
  • نظرات (38)
  • پریشان کن سر زلف سیاهت...

    • ساعت: 21:25

    پریشان کن سر زلف سیاهت، شــــانه اش با من

    سیه زنجیر گیسو بـــاز کن، دیوانـــــــــه اش با من

     

    که می گویـد که می نتوان زدن بی جـام و پیمانه ؟!

    شراب از لــــعل گلگونت بده، پیمـــــــانه اش با من

     

    مگرنشنیده ای گنجینه در ویــــــرانه دارد جـــــــای ؟!

    عیان کـن گنج حسنت ای پری!، ویـــرانه اش با من

     

    ز سوز عشق لیلی در جهان مجنون شد افسانه

    تو مجنون ساز از عشقت مرا، افســانه اش با من

     

    بگفتم: صید کـــــــردی مرغ دل، نیکو نگهــــــــدارش

    سر زلفش نشانم داد و گفتــــــــــا: لانه اش با من

     

    ز تــــــــــرک می اگر رنجید از من پیر میخـــــــــــانه

    نمودم تـــوبه، زین پس رونق میخــــــانه اش با من

     

    مگو شمع رخ مـــــــــه پیکران پروانه هـــــــــــا دارد

    تـــــو شمع روی خود بنمـــــا، بُتا ! پروانه اش با من

     

    پی صــــــــید دل آن بلبل بــــــــــاغ صفــــــا، ساقی!

    به گلزار صفـــــــا دامی بگستر، دانـــــــه اش با من



    محمد تقوی



    هم سال نو رو به شما دوستای گلم تبریک میگم
    هم شما رو به سال نو
    *در پناه خدا سال خوب و پر خیر و برکتی رو شروع کنیم

  • نوشته : پروین
  • تاریخ:یکشنبه 24 شهریور‌ماه سال 1392
  • نظرات (0)
  • دلت را خانه ی ما کن...

    • ساعت: 23:24

    دلت را خانه ی ما کن، مصفا کردنش با من

    به ما درد خود افشا کن، مداوا کردنش با من


    اگر گم کرده یی ای دل، کلید استجابت را

    بیا یک لحظه با ما باش، پیدا کردنش با من


    بیافشان قطره ی اشکی، که من هستم خریدارش

    بیاور قطره ای اخلاص، دریا کردنش با من


    اگر در ها به رویت بسته شد، دل بر مَکَن باز آ

    در این خانه دَقُ الباب کن، وا کردنش با من


    به ما گو حاجت خود را، اجابت کردنش با من

    طلب کن آنچه می خواهی، مهیا کردنش با من


    بیا قبل از وقوع مرگ، روشن کن حسابت را

    بیاور نیک و بد را، جمع و منها کردنش با من


    چو خوردی روزی امروز ما را، شکر نعمت کن

    غم فردا مخور، تأمین فردا کردنش با من


    به قرآن آیه ی رحمت فراوان است، ای انسان

    بخوان این آیه را، تفسیر و معنا کردنش با من


    اگر عمری گُنه کردی، مشو نومید از رحمت

    تو نام توبه را بنویس، امضا کردنش با من


    حسن فرح بخشیان نیشابوری (ژولیده نیشابوری)




  • نوشته : پروین
  • تاریخ:شنبه 5 مرداد‌ماه سال 1392
  • نظرات (51)
  • بگذار که این جاده خطر داشته باشد...

    • ساعت: 00:29

    باید برود هرچه شود گو بشو و باش                           

    بگذار که این جاده خطر داشته باشد


    باید بپرد هرکه در این پهنه عقاب است                      

    حتی نه اگر بال و نه پر داشته باشد


    کوه است دل مرد ولی کوه نه هر کوه                   

    آن کوه که آتش به جگر داشته باشد


    عشق است بلای من و من عاشق عشقم                 

    این نیست بلایی که سپر داشته باشد






  • نوشته : پروین
  • تاریخ:جمعه 24 خرداد‌ماه سال 1392
  • نظرات (74)
  •   1    2    3    4    5    ...    15  >>